السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

23

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

دانشمندان به پرده‌پوشى و اخفاء آن همّت گماشته‌اند و بدين سبب بحث و گفتگو دربارهء آنها ، ناراحت و اندوه‌گين‌شان كرده است . البته ما نيز همچون آنان ، از وقوع آن پديده‌ها و رويدادها خشنود نيستيم و بازگو كردن و انديشيدن دربارهء آنها غم و اندوه ما را برمىانگيزد ، لكن چه بايد كرد كه خداوند ياران پيامبر ( ص ) را مَلَك و فرشته نيافريده كه از غرايز بشرى و انسانى خالى باشند ، بلكه آنها همچون ديگر افراد انسان در غريزه‌هاى بشرى شريك و سهيم ، و در درجات ايمان و پايدارى در اسلام متفاوت مىباشند تا آنجا كه رسول خدا ( ص ) بر برخى از ايشان حدّ جارى ساخته ( تازيانه زده است ) و دربارهء برخى ديگر « آيات إفك » نازل شده كه در آنها از ايشان نكوهش شده كه نسبت ناروا به زن پيامبر ( ص ) داده‌اند ، و دربارهء بعضى ديگر نيز آيات نفاق فرود آمده است . با تمام اينها نمىدانيم كه چگونه جايز است ياران پيامبر ( ص ) را با اين اختلافات و دگرگونىهايشان ، رها كنيم در صورتى كه آنها واسطهء ما در فراگيرى احكام و عقايد اسلامى از رسول خدا ( ص ) مىباشند . و آيا بزرگداشت و احترام ياران پيامبر ( ص ) به خاطر درك محضر رسول خدا ( ص ) ، مانع از بحث و گفتگو و سبب بسته شدن دروازهء دانش به نام ديندارى نمىشود ؟ چنان كه دسته‌اى از مسلمانان هستند كه قرن‌هاى متمادى درب اجتهاد را بر روى خود بستند ، و لذا در پژوهش و دانش نيز بر روى آنها بسته شده است . بارپروردگارا ! ما اين مطلب را نپذيرفته و آن را امضا نمىكنيم و در راه بحث و بررسى اسلام ، به نام دين و براى اسلام و عمل به آن ، قدم برمىداريم . ثانياً : اى كاش مىدانستيم كه غيرت و همّتى كه دانشمندان قديم و جديد بر بزرگداشت و احترام ياران پيامبر ( ص ) از خود نشان مىدهند ، آيا شامل حال همهء اصحاب پيامبر ( ص ) مىشود ، هم دارا و هم نادار ، هم اشراف‌منش و هم زاهدپيشه ؟ و آيا اين كار فقط براى آن است كه ايشان درك محضر پيامبر ( ص ) را نموده‌اند ؟ يا آن كه فقط ويژهء زورمندان و ثروتمندان و آنان كه به حكومت رسيده‌اند مىباشد و اين احترام آگاهانه يا ناخودآگاه فقط به خاطر جاه و جلال به حكومت رسيده‌ها و وابستگان ايشان است . آنچه كه براى پژوهشگر تيزبين و نكته‌سنج به دست مىآيد مطلب دوم است ، زيرا هرگاه به تاريخ طبرى در رويدادهاى سال 30 ه - . بنگريد ، مىبينيد چنين نوشته است :